جستجو:
در:

سکوت

گالري زيرزمين دستان

29 آذر 1392
تا 08 دي 1392
16 تا 20 (افتتاحیه)
11 تا 19 (غیرافتتاحیه)

هنرمندان

مسعود غفاري


 

 
 
درباره‌ي «سکوت»؛يادداشتي بر مجموعه‌ي چاپ دستي مسعود غفاري
علي گلستانه. آذر1392. 
-------------------------------------------------------------
تقسيم‌بندي خاصي که نظم اجتماعيِ امروز قوي‌تر از هر دوره‌ي ديگر ارائه مي‌دهد، تنها برمبناي جعل تمايزي ذهني بين فرديت آدمي با جامعه قرار نگرفته است؛ بلکه بر خلق دو ساحت متمايز و ملموس نيز متکي است: خانه و شهر. بااين‌حال، بيان اينکه به‌موازات ايزوله‌شدن افراد و حرکت بي‌وقفه‌ي زندگي و هدف‌هاي آن به سوي تفرُّد، اين دو عرصه (خانه و شهر) هر روز بيشتر و بيشتر از هم مجزا مي‌شوند، تنها اشتباهي ناشي از بي‌دقتي و خوشبيني است: در هيچ زمان ديگري خانه‌ها به اين شفافي و افراد به اين بي‌حفاظي نبوده‌اند! فرديتِ امروز، يا شوخي‌اي بي‌شرمانه است يا سوءتفاهمي از روي ساده‌دلي. امروز خانه‌هاي ما با دوربين‌هايي که از روي خيرخواهي و براي تحقق افسانه‌ي «دهکده‌ي جهاني» به ما هديه شده است، به‌راحتي از سوي ناشناس‌ها کنترل مي‌شود و مدل جديد تلويزيون‌هاي برَندِ «متفاوت باشيد»، اطلاعات ما را به سازمان‌هاي جهاني مخابره مي‌کند. بااين‌حال، ما چنان در حصار «امن» خانه‌ي خود فرورفته‌ايم و در روشنيِ اتاق و بازتاب شيشه‌ها، تنها خود را ديده‌ايم که نهايتاً اين «خود» را باور کرده‌ايم. واقعيت آن است که ديگر نه فرديتي وجود دارد و نه حريم خصوصي‌اي. تنها چيزي که هست، توهمي است که نظم خاصِ اجتماعي براي ما بازنمايي مي‌کند: در اين وضعيت، کسي هم که براي برجسته‌کردن فرديت، به سرکشي‌هاي ماجراجويانه و ژست «متفاوت‌بودن» پناه مي‌برد، جز سرسپردگي محض به اصولي‌ترين قواره‌هاي سرمايه‌داري کاري نمي‌کند.
 
چاپ‌هاي دستيِ کارنماي «سکوت» را مي‌توان پيشنهادي دانست براي نگاهي که ممکن است جايگزين نگاه بسته‌ي ما به تصوير «خود» باشد: تماشاي منظره‌ي تاريکِ بيروني از خلال فضاهاي کم‌نورِ داخلي. تکنيک‌شان سخت با متواضعانه‌ترين شکل خلاقيت هنري همخوان است: واسطه‌ي فلز و جوهر، وجه رمانتيک آن‌ها را کاملاً زدوده و کار را تا حد جدال فني و سازماندهي فرمي، غيرشخصي کرده است. در اينجا، اثري از خطوط بداهه و خودانگيخته باقي نمانده و هرچه هست، از خراش و خوردگي سرسختانه‌ي فلز شکل گرفته است. در برخي از اين تصاوير، فضاهاي داخلي که به‌غايت شخصي شده‌اند و زندگي فرد بر آن‌ها ردّ انداخته، زير نور شديد پنجره قرار گرفته يا به روي فضاي بيروني تاريکي گشوده شده‌اند که به‌جاي ديوارها نشسته است: معناي فضاي فردي در گشايشي به سوي فضاي بيروني تغيير کرده و دگرگون شده است. فرديت و زندگي فردي در پيشزمينه‌ي اتمسفري گسترده‌تر رنگ باخته است و کسي که همواره موضوع نگاه ناشناسي بود که از بيرون به فرديّت مي‌نگرد، اکنون در مقام نگاهي مشخص، از وراي زندگي فردي خود، مي‌کوشد تا مناظر آرام و ناشناخته‌ي بيروني را نظاره کند. ـ
علي گلستانه. آذر1392. 
 

افتتاحیه‌های همزمان

عضویت در خبرنامه‌ی گالری اینفو

برای اطلاع از برنامه‌ی‌ گالری‌ها و نگارخانه‌ها، تقویم گالری اینفو و ... پست الکترونیک و شماره تلفن همراه خود را وارد کنید:

طراحی، توسعه و پشتیبانی