جستجو:
در:

بی تفاوتی

گالری ساربان

15 دی 1396
تا 25 دی 1396
۱۶ تا ۲۰ (افتتاحیه)
16 تا 20 (غیرافتتاحیه)
مدیا: نقاشی

هنرمندان

اوژن شیراوژن


بی­تفاوتی

نقطه آغاز این مجموعه پرتره­هايي است که شيراوژن چندسال پیش خارج از ايران آفريد. چهره­هايي فرورفته در خلسه که آميزه­اي از فرم­هاي مدرنيسم کلاسيک با تکنيک­ها، رنگ­بندي­ها و رنگ­گذاري­هاي خاص اروپاي شرقي است و گاه نقوش کهن ايراني نيز پس­زمينه­ی نقاشي­هايش را مي­پوشاندند. نتيجه اين هم­آميزي، پرتره­هاي زناني است که در حقيقت نه پُرتره­اند و نه زن، بلکه شکل تجسم­يافته­ی يک احساس خاصند. در واقع، شيراوژن نمي­خواهد «زني را نشان دهد که احساسي خلسه­وار دارد»؛ بلکه مي­خواهد «احساسي خلسه­وار را نشان دهد که شمايلي زنانه دارد». 

 اين حس خلسه­وار نوعی بی­تفاوتی اگزیستانسیالیستی را تداعی می‌کند: «بريدگي از زمان و مکان و فرورفتگي در خويش براي کاستن از سنگيني دردِ هستي». اين احساس بيانگر رويکرد خاص نقاش به جهان و به بياني ديگر، پناهگاهِ وجودي نقاش بود. آن چهره­ها و اندام­هاي غوطه­ور در مدهوشي، در واقع همان مرد نقاشي بودند که در خلسه­ی وجودي فرورفته بود و روح­باورانه و رازپردازانه دامن از آشوب زندگي برکشيده بود. 

در مجموعه­ی جديد، «زن­ها»ي شیراوژن چشم گشوده­اند و از آن خلسه­ی جهان­گريزانه­ی خويش بيرون آمده­اند. گويي تندبادي وزيده و آن رازآلودگي را زدوده است. آن نقوشِ پس­زمينه، در مجموعه­ی جديد، جاي خود را به رنگ­هاي روشن و يکدستی داده­اند که در کارهاي پيشين اوژن به ندرت ديده مي­شد. 

گل­هاي صحرايي و گياهان وحشي، جاي همه­ی آن نقش­ها را گرفته است؛ به جاي نقوشي که نماد راز ورزي است، گياهي خاردار روييده که نماد روشن طبيعت­گرايي ناب است. اين تفاوت بزرگ مجموعه­ی جديد اوژن با کارهاي پيشين اوست. او از روح و راز و معناپردازي­هاي جهان­گريزانه، به سرچشمه­ی زندگي، به نيروي حياتي خالص بازگشته است. شخصيت­های نقاش از خلسه بيرون آمده­اند، اما هنوز بُهتي در چهره­هايشان پيداست؛ بُهتي که شايد نشان از اين باشد که نقاش هنوز به دريافت جديدش از هستي خو نکرده است...

 

مهدي تديني

 

Indifference
The initiation of this collection is portraits, which Shirozhan has created years ago when he was abroad; portraits, sunken in ecstasy that include classical-modernism forms with techniques, harmony of colors and specific east-European color touches, in some cases, covered with ancient traditional Persian motifs in the background. The result of such combination would be portraits of women who are not portraits, nor women, but they are the visualized forms of a specific feeling. In fact, Shirozhan does not want to show “a woman who has a feeling of ecstasy,” but rather he intends to exhibit “a feeling of ecstasy within a female portrait.”
Such feeling associates sort of an existentialistic indifference: “detaching from time and place and drowning into one’s self to decrease the burden of the pain of existence”. Such feeling indicates the particular approach of the painter towards the world and mainly, his shelter of existence. The figures and portraits floating in astonishment were actually the male painter who have been amazed in the existential ecstasy, and spiritually and mystically has set himself free from the chaos of life.
In his new collection, Shirozhan’s “women”, have opened their eyes and are now free from the escaping ecstasy. As if, a storm has swept off that mysticism. The motifs in the background have been replaced with bright colors, which were hardly seen in the previous collection of his. 
Desert flowers and wild plants are replace with the previous motifs; instead of the motifs that are symbols of mysticism, there is a thorny plant as a clear symbol of pure naturalism. This is the major difference of his recent collection in comparison with the previous ones. From the escaping spirit, mysteries and denotations, he has returned to the origin of life; the pure vital force. The painted characters are now awakened, yet an astonishment is in their eyes which indicates that the painter is not yet adopted to his new understanding..
Mehdi Tadayoni

 


افتتاحیه‌های همزمان

عضویت در خبرنامه‌ی گالری اینفو

برای اطلاع از برنامه‌ی‌ گالری‌ها و نگارخانه‌ها، تقویم گالری اینفو و ... پست الکترونیک و شماره تلفن همراه خود را وارد کنید:

طراحی، توسعه و پشتیبانی