جستجو:
در:

منشات هنرمند

گالري هما

04 مهر 1393
تا 15 مهر 1393
16 تا 20 (افتتاحیه)
11 تا 19 (غیرافتتاحیه)


 يادداشت هاي متعددي که طي اين ساليان در مدح و قدح کاليگرافي مدرن و معاصر ايران نوشته شده کمترين مباحث حول رابطه ي يخت و مفهوم بوده است ، در حالي که ذات نوشتار در رابطه ي استعاري ميان معني و هيروگليفيت (خط ) تب يين شده. هر نوشته در نهادش تصويري ست رمزگذاري شده که تنها براي آنها که رمزگانش را آموخته اند معنا پيدا مي کند ، هر چند به تجربه مي دانيم که صرفا توانايي در خوانش الفبا به درک معناي کلمه منجر نمي شود ؛ مخلص کلام اينکه ماهيت مرموز کاليگرافي بر اصل نمادين نوشته و موجوديت خود آئين و روحاني آن دلالت دارد و ناديده گرفتن اين رابطه و فرو کاستن کلبه به فرم بحران خوانش خط نقاشي ايراني ست . اول از همه بايد از خودمان بپرسم کدام کي از ما در برابر کاربست نوشتار در (آثار هنري ) بر اين پيش شرط حکمي رمزآلود توجه داريم ؟ اگر فاهمه ي عقيدتي تر يکب بندي هاي عقيقي را ناديده بگيريم و با پنداشت هاي گرافيکي و استدلال هاي انتزاعي رايج در کاليگرافي به آنها نگاه کنيم پاره اي از آنها به آساني ممکن است با خيل پرشمار کاليگرافي هاي اين چند دهه متشبه باشند اما قطعات عقيقي کي تفاوت بسيار اساسي با بقيه دارد و آن اينکه اين قطعات در گرو عقيده مندي مذهبي پديد آمده اند ، همه بدايع و فندهاي عقيقي اعم از گره ها ، اسپيرال ها و ژرف نمايي ها اشاره اي ست راسخ به حقيقتي باطني ، آنچه پاپادوپولو آن را عالم مستقل از اشکال در هنر اسلامي خوانده بود . ولي چرا از برخورد با اين قطعات به نحوه ي مواجهه ي هنرمند با جهان ذهني اش پي نمي بريم !  

سيد حسين نصر در تعريف اين نارهنموني گفته بود : « سنت شبيه حضور زنده ايست که رد پايش را به جا مي گذارد اما با آن رد پا قابل تحويل نيست . »علاوه بر اين نکته بايد اين موضوع را نيز در نظر داشته باشيم که وقتي نيت و غايت بيننده هنر در نسبت با اثر خلق شده نيست خالق و ناظر به مقصد مشترک نمي رسند . من و هر کي از شما مي توانيم پرسش هايي درمورد سنت داشته باشيم و اين سوالات قطعن به تناسب شناخت فردي هر کي از پرسندگان سنت طرح شده اند ولي آيا پرسش سنت از خودش نيز ربطي به مطالبات فردي ما دارد ؟! در عوالم سنت ، زيبايي و عشق به آن يکفيتي ست که فارغ از انحرافات احساسات و مباني عقلاني تعريف شده و اکنون که بسياري از باورهاي منطبع از آن عوالم ، از ميان رفته ، کم رنگ يا بالکل استحاله شده اند سهم بيننده تنها مشاهده ي صورت ست بي هيچ باطني ؛ نظريه پردازان معاصر سنت بر اين باورند که عقل سکولار به سبب آن که رفته رفته از قالب عقيدتي تهي شده تنها مي تواند جهان عادي عاري از معرفت را شناسايي  و ادراک کند . آثار عذرا عقيقي تذکري  درباره ي ضرورت واسط هاي مذهبي براي درک کاليگرافي ست ؛ سرشت آموزه اي متن و حوالت الهياتي نوشته به عنوان عامليت انتقال خرد و ميراث اخلاقي تا ابد ابعاد بلاواسطه ي ديني را بر گرده ي کلمه و جمله گذاشته است .

بخشي از يادداشت شهروز نظري 
 

افتتاحیه‌های همزمان

عضویت در خبرنامه‌ی گالری اینفو

برای اطلاع از برنامه‌ی‌ گالری‌ها و نگارخانه‌ها، تقویم گالری اینفو و ... پست الکترونیک و شماره تلفن همراه خود را وارد کنید:

طراحی، توسعه و پشتیبانی