جستجو:
در:

پرده خیالی نگاری عاشورا

اصفهان

موزه هنرهای معاصر اصفهان

01 مهر 1397
لغایت 30 مهر 1397
تا

هنرمندان

داوود زندیان


نقاشی خیالی¬نگاری*
شیوه¬ای از نقاشی ایرانی را "خیالی¬نگاری" نام گذاشته¬اند که روایت و شمایل، از مشخصه¬های اصلی آن و بن¬مایه¬های ملی، مذهبی و عاشقانه، بیشترین دستاویز هنرمندان برای خلق خیالی¬نگاری بوده است. به عنوان نمونه: پرداختن به داستان¬های عاشورایی را حماسة مذهبی، پرداختن به داستان¬های شاهنامه را حماسة ملی و پرداختن به داستان¬های لیلی و مجنون یا یوسف و زلیخا را عاشقانه می¬نامند. خیالی¬نگاری، نمایی از برخی اعتقادات و فرهنگ ایرانی را بر پرده نقاشی نمایش می¬دهد. شیوه¬ای از نقاشی که با نقالی (روایت¬خوانی) همراه بوده و در دورة قاجار، کم¬کم در میان عوام، جایی برای خود پیدا می¬کند. شاید از آن رو که نخستین محل نمایش و خوانش این پرده¬ها در قهوه¬خانه¬ها بوده، به آن، نقاشی قهوه¬خانه¬ای نیز می¬گویند. قهوه¬خانه¬ها، مرکزی برای نبضِ بقای حیات جامعة شهرنشین ایرانی در بیرون از خانه بود. این گونه از نقاشی، در زمانه¬ای که رادیو، تلویزیون و شبکه¬های اینترنتی به عنوان منبع نقل (روایت) وجود نداشته و کمتر کسی سواد خواندن و نوشتن داشته، کارکرد قصه¬گویی داشت. خیالی¬نگاری در دوران مشروطه، فرصتی فراهم کرد تا با نقل داستان¬های حماسی از مبارزه¬های آزادیخواهانه ملی و مذهبی، آگاهی و حس ایستادگی در برابر ظلم و مبارزه با ظالم به¬وجود آید. همچنین، مضامین ملی، با بهره¬مندی از داستان¬های شاهنامة فردوسی، در حفظ وحدت ملی نقش به¬سزایی داشته است. نخستین سفارش دهندگان خیالی¬نگاری، قهوه¬چی¬ها، چایخانه¬داران و پیشکسوتان تکایا به شمار می¬روند و در برخی نقاشی¬ها، نام آنها در کنار نام هنرمند، به عنوان سفارش دهنده، درج شده است.
از ویژگی¬های تصویری این سبک از نقاشی، عدم پرداخت و توجه دقیق به آناتومی و پرسپکتیو فضایی است. اما گونه¬ای پرسپکتیو در این سبک رایج بود که به آن پرسپکتیو مقامی می¬گویند؛ به این صورت که افراد با جایگاه مهم¬تر و برجسته¬تر که نقش اول روایت را بازگو می¬کنند، در مرکز تابلو یا به صورت بزرگتر کار می¬شدند و به ترتیب، افراد با جایگاه¬های مذهبی، اجتماعی و سیاسی پایین¬تر و یا نقش¬های دوم به بعد، در پلان¬های عقب¬تر ترسیم می¬شدند.
بیان اکسپرسیونیستی آثار، با نوعی سمبولیسم و سوررئالیسم آمیخته است. ترکیبی است از دو جهان دو بعدی و سه بعدی؛ جهان تخیل و جهان واقعیت. هنر مردمی و عامیانه¬ای که از تزیین¬های پرطمطراق نقاشی درباری آن دوره دور بود و سادگی فرم و فضا و رنگ، به سادگی زندگی مردم کوچه و بازار می¬مانست. عناصر طبیعی، اشیاء و منظره در تابلوها به خودی خود نقشی ندارند و اگر تصویری از این موارد در تابلو دیده شود، به یقین در رابطه با حکایت است و روایتی دارد. سایه¬روشن و حجم¬سازی، چندان مورد توجه هنرمندان خیالی¬نگار نبوده است. در خیالی¬نگاری، چهرة بزرگان مذهبی (اولیاء) و قهرمانان نیک، همواره با مشخصه¬های زیبایی شناختی قراردادی و خاصی نقاشی می¬شد، که می¬توان به آن به عنوان تمثال کامل و نمونه¬ای ویژه از تمثال در هنر خیالی-نگاری یاد کرد. چهرة گنهکاران (اشقیاء) و بدکاران نیز، ویژگی تصویری خاص خود را داشت. علاوه بر این، در کنار هر صورت یا تمثال، اسم یا عنوان شخص نوشته می¬شد¬. در ترکیبات پُر فیگور نیز با تکیه بر چهره¬سازی، هنرمند کار خود را به پیش می¬برد و داستانش را روایت می¬کند. کوچک و بزرگ¬کردن فیگورها یا زشت و زیبا نشان دادن آنها نیز براساس میزان محبوبیت یا میزان نفرت مخاطب از قهرمانان یا ضدقهرمانان داستان بوده است.
بیشتر هنرمندان خیالی¬نگار، هنرمندان خودآموخته¬ای بودند که به صرف علاقه و کاملاً به شیوه استاد و شاگردی، به این کار می پرداختند. از هنرمندان بنام این سبک، می¬توان به این نام¬ها اشاره کرد:
علیرضا قوللرآغاسی(معروف به نقاشباشی و از پیشگامان مکتب خیالی¬نگاری)، حسین قوللرآغاسی، محمد مدبر، محمد رحمانی، غدیر، محمد صانعی، میرزاحسن، عباس بلوکی¬فر، فتح¬الله آغاسی، حسن اسماعیل¬زاده چلیپا، علی طاهر، حسین طاهر، حاج محمداسماعیل آرتیست، میرزا اسکندر، علی همدانی، حسین همدانی، محمد درویش، محمد حمیدی، اسماعیل کیانی، حسین منفردی، مهدی عبدالصالحی، یدالله عدالت¬جو، امیرحسین قائم¬مقامی، سیدرسول امامی، محمد فراهانی، علی لرنی، عبدالحسین بروجردی و...؛ در میان هنرمندانی که نام برده شد، تنها نام یک بانوی هنرمند دیده می شود: اکرم خطیبی. 
از آغاز دهه بیست به این سو،  نقاشی خیالی¬نگاری یا آن گونه که در میان مردم به نقاشی قهوه¬خانه¬ای شُهره است، کم¬کم به حاشیه رفت و شاگردان کمتری به سمت یادگیری این هنر رفتند. این فراموشی تا دهه پنجاه ادامه داشت. به دنبال تأسیس موزة هنرهای معاصر تهران و برپایی نمایشگاهی از نقاشی خیالی¬نگاری در پاریس، بسیاری از مجموعه¬داران به خرید و جمع¬آوری این آثار علاقه¬مند شدند. برخی از هنرمندان نوگرا نیز با بهره¬گیری از برخی عناصر خیالی¬نگاری، در پی دستیابی به نوعی بیان سنتی و ملی بودند. شوربختانه در سال¬های اخیر، بار دیگر این سبک از نقاشی به دست فراموشی سپرده شد و هنرمندان، کمتر به سراغ یادگیری و تجربة خیالی¬نگاری می¬روند.
 از افرادی که در آخرین مکاتب باقی مانده از این سبک نقاشی، شاگردی کرده و رسم استادان گذشته را آموخته¬اند، داوود زندیان است.
موزه هنرهای معاصر اصفهان در گنجینة خود، مفتخر است به نگاهبانی از "پردة خیالی¬نگاری عاشورا"، اثر: داوود زندیان. این اثر، در قالب نمایش تک اثر (شمارة یک)، به مناسبت محرم 1440، به نمایش درآمده است.
پردة خیالی¬نگاری عاشورا، دربرگیرندة چندین روایت از رویداد عاشورا است. شبیه این اثر، بارها به قلم هنرمندان خیالی¬نگار، در دوره¬های گوناگون اجرا شده است. این تکرار و بازاجرایی از یک اثر مشخص و یک ترکیب¬بندی مشترک، صرفاً به مفهوم کپی¬برداری برابر با آنچه که از مفهوم "کپی" برداشت می¬شود، نیست؛ بلکه نشانگر میزان ارادت و درخواست جامعه از یک روایت مشخص با یک ترکیب¬بندی شناخته شده است. البته هر اثر، با ویژگی¬های تکنیکی هر هنرمند اجرا شده و کیفیت¬های منحصر به¬فرد هر نقاش را در بر دارد و هیچکدام شبیه دیگری نیست. داوود زندیان نیز، این اثر را بارها کپی کرده و اثر موجود در گنجینة موزة هنرهای معاصر اصفهان، یکی از آنهاست؛ اما هر بار با دفعه دیگر تفاوتهایی در جزییات و پرداخت اثرش دیده می¬شود.  
پس از گذشت سال¬ها، داوود زندیان مجموعة کاملی از تجارب تکنیکی نقاشی و طراحی را پشت سر گذرانده و اکنون در جایی ایستاده که می¬توان از او به عنوان یکی از نقاشان معاصر ایران یاد کرد. هرچند امروزه در فضای دیگری غیر از آنچه امروز در این گالری به نمایش درآمده، مشغول به کار است، اما نگاهی کوچک به گذشته کاری او می¬تواند نمایانگر استواری راهی باشد که او سال¬هاست در آن قدم گذاشته و همچنان پویاست.
مهدی تمیزی
شهریور 1397
موزه هنرهای معاصر اصفهان
*: برخی از موارد برگرفته از منابع تخصصی است.

 


افتتاحیه‌های همزمان

عضویت در خبرنامه‌ی گالری اینفو

برای اطلاع از برنامه‌ی‌ گالری‌ها و نگارخانه‌ها، تقویم گالری اینفو و ... پست الکترونیک و شماره تلفن همراه خود را وارد کنید:

طراحی، توسعه و پشتیبانی