بحران

گردآوری: حمید الهی

جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ تا دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶

بیانیه

بحران
 
مقدمه
آیا آنچه بهعنوان هنر ایران در عرصهی بینالمللی نمایش داده میشود را میتوان نمایی جامع از هنر معاصر ایران دانست؟ آیا میتوانیم از هنرمان منظری جدیتر و بر مبنای تجربهی پر تنشِ اینجا و اکنون ارائه دهیم؟ آیا میتوانیم به جهان بیرون از خودمان کمک کنیم تا دریچهی شناختش را  بازتر کرده و به فهمی عمیقتر نسبت به ما برسد؟ و آیا ما، دارای شناختی عمیق و فهمی قابل اتکا از خود هستیم تا آن را با دیگران به اشتراک بگذاریم؟
با نگاهی کلی میتوان دید که آن چه در این سالها از هنر معاصر ایران در عرصهی جهانی به نمایش درآمده، بیشتر مربوط به آثار هنرمندانی است که یا وضعیت خاورمیانهای را با کُدهای قابل فهمِ مخاطب غیر ایرانی ارائه میدهند و یا نوعی هنر شرقی مآب و تزیینی است که با رفتاری مدرنیستی اجرا میشود و نقطهی اوج آن را میتوان در آثار هنرمندان موسوم به سقاخانه و مقلدین بعدی آنها دید. در این بین کمتر آثاری دیده میشود که بر مبنای تجربهی زیستهی اینجایی شکل گرفته باشد و آن را بتوان تصویر و تصوری از واقعیت امروز جامعهی ایران دانست. 
اما چرا حجم زیادی از آن چه بهعنوان هنر معاصر ایران نمایش داده میشود تا این حد زمینهزدایی شده است؟ و چرا ذهن بحران زدهی ایرانی در آثار بسیاری از هنرمندان معاصر ما دیده نمیشود؟ اینها و بسیاری از پرسشهای دیگر در باب هنر معاصر ایران میتواند بخشی از فرایند پرسشگری و پروژهی فکری کنشگران فرهنگ معاصرمان باشد تا با گسترش فضای بحث، هنرمند و جامعه، در روندی درگیرانه برای توسعهی فضای ذهنیِ خود قرار بگیرند.
آنچه گفته شد البته بر مبنای این فرض کلی و البته قابل بحث است که اثر هنری باید در کنش و واکنش نسبت به فضای پیرامون باشد. با نگاهی به تاریخ هنر و رخدادهای مهم هنری نیز میتوان زمینههای شکلگیری جریانهای هنری در فضای اجتماعی هر دوره را بازیابی کرد، از این روست که نگارنده، زمینهزدایی را به عنوان نوعی نقصان در بخشی از هنر معاصر ایران میداند. البته این فرض را نیز میتوان به چالش کشید که آیا اثر هنری باید با زمینهی اجتماعی و فرهنگی خود در ارتباط باشد یا خیر و یا وقتی از رابطهی اثر هنری با زمینه سخن میگوییم، چه نوع و سطحی از رابطه را در نظر داریم.
 
فشردگیِ تاریخی
این که ایرانِ امروز جامعهای بحران زده است را کمتر کسی کتمان میکند. جامعه ی ما واکنشهایی از خود نشان میدهد که بهراحتی میتوان ذهن بحرانی و روح ناشکیبای جمعی را در آن دید. دلایل متعدد تاریخی و فرهنگی و اجتماعی برای توضیح این وضعیت وجود دارد. عقبماندگی در فهم جهانِ درون و بیرون و دریافت تفکر جهانی بر مبنای چهارچوبهای برساختهی ذهن نابالغ و توسعه نیافتهمان، لکنت در برقراری گفتمان مؤثر با غرب، خوابزدگی جریان فکر ایرانی برای قرون متمادی، نداشتن ساختارهای منسجمِ سنجش و نقد و انضباطِ تحلیلی، گرایش به مصرفِ فکرِ ترجمهای به جای تولید فکر، تقدم توسعهی محصولگرا بر توسعهی متوازن و همه جانبه، نبود شایسته-سالاری در عرصههای زیست اجتماعی و موارد بسیاری از این دست را میتوان نام برد که در دورهی زمانی طولانی مدت در شکلدهی وضع موجود نقش داشتهاند.
در کنار عوامل تاریخی و فرهنگی فوق، رخدادهای چند دههی اخیر مانند انقلاب، جنگ، بحران اقتصادی، انفجار جمعیتی، فضای بستهی سیاسی و اجتماعی که زمینهساز تنشهای دورهای است، فروپاشی باورهای به ظاهر تثبیت شدهی نسلهای پیشین و موارد دیگری را نیز میتوان به دلایل بحران امروزی افزود. همهی اینها، ایران امروز را با نوعی فشردگیِ تاریخی و انباشتگیِ بحران مواجه ساخته است که روز به روز بر لایههایش افزوده و عمق آن بیشتر میشود. به همین دلیل است که در زمانهای تا این حد فشرده زندگی میکنیم. مسائل و مشکلات متعدد اجتماعی که در سدهی اخیر حل نشده باقی ماندهاند، کنش فردی و جمعی ما را از مسیر خطی و منطق تاریخی خارج کرده و ما را دچار نوعی همزمانی مصائب کرده و مجال صبورانه عمل کردن را از ما گرفته است. بحران هویتی، بحران معرفتی و به پی آمد آن بحرانهای اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی، سرنمون هایی از وضع امروز ماست که نمود آن را در آثار خلق شده توسط برخی از هنرمندان معاصر ایران میتوان جستجو کرد.
هنر بحران
واکاوی جریانهای هنر معاصر ایران امری نوپاست و حجم مطالب تولید شده در این زمینه بسیار محدود است. شناخت آن چه طی سه دههی پر اهمیت اخیر در هنر ایران رخ داده به دلایل متعدد، امری پیچیده، چند لایه و البته ضروری است. تنوع تجارب هنری در گفتمان هنر معاصر، وجود نسل جوان و جست وجو گر که واجد نوعی پرخاشگریِ سازندهاند، باز شدن جهانِ پیش روی هنرمند ایرانی به واسطهی شبکهی جهانی ارتباطات و بسیاری از عوامل دیگر، هنر معاصر ایران را به لحاظ رویکردها، متنوع و به لحاظ نمودهای بیرونی، آشفتهنما کرده است. 
برای تعدادی از هنرمندان که طی سه دههی اخیر وارد عرصه ی حرفهای هنر ایران شدهاند، مدرنیسم ایرانی که بیشتر به تجربههای شکل گرایانه بسنده میکرد و توانایی درک همه جانبهی شاخصههای تفکر مدرن را نداشت، کافی نبود. از این رو نسلی از هنرمندان ظهور کرد که دست به خلق آثاری با ارجاع به مفاهیم انسانی زدند و به پیامد همهی بحرانهای هویتی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی که یکی بعد از دیگری پیش آمدند. آثار این هنرمندان نیز لحنی جدی به خود گرفت. آثاری که نه رویکرد صرفاً مدرنیستی را در خلق اثر هنری میپسندید، نه جهانِ گل و بلبلِ هنرمندان اورینتال میتوانست مسایلاش را بیان کند و نه در پی تبدیل شدن به سوپراستار خاور میانهای بود. شاید «هنر بحران» تا حد زیادی بیانگر فضای ذهنی و کاری این طیف از هنرمندان عمدتاً مستقل باشد. این هنرمندان علیرغم تنوع ریختشناسی آثارشان، دارای چند وجه مشترک هستند؛ همهی آنها دغدغهی انسانی دارند، به لحاظ توانمندی تکنیکی، کاربلد و قوی هستند و فضای غالب آثارشان جدی و بعضاً تلخ است. 
آن چه در این نمایشگاه گرد آمده، تلاشی است برای نمایش وجهی از هنر ایران که خواسته یا ناخواسته کمتر دیده شده و فراهم آوردن فضایی برای دیده شدن آثار هنرمندانی است که شرایط بحرانی انسان معاصر در آثارشان قابل مشاهده است. بیشک این تمام ماجرا نیست، اما امیدمان بر آن است که فضای کوچکی را برای گفتمانهای جدیتر و دیدهشدن آثار به اصطلاح تلخ باز کند.

آثار نمایشگاه

در حال بارگذاری تصاویر

مجله

در حال بارگذاری تصاویر
مطلب مرتبط با نمایشگاه یافت نشد.

اطلاع

در حال بارگذاری تصاویر
مطلب مرتبط با نمایشگاه یافت نشد.
جهت استفاده از امکانات سایت ابتدا وارد شوید.
عضو گالری‌اینفو هستید؟ ورود به گالری اینفو
عضو گالری‌اینفو نیستید؟ ثبت نام در گالری اینفو
مشکلی به وجود آمده است اثر از آرشیو شما حذف شد اثر به آرشیو شما اضافه شد هنرمند از آرشیو شما حذف شد هنرمند به آرشیو شما اضافه شد گالری از آرشیو شما حذف شد گالری به آرشیو شما اضافه شد نمایشگاه از آرشیو شما حذف شد نمایشگاه به آرشیو شما اضافه شد