حصار سرد تنهایی

نقاشی ، عکس

جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۹۵ تا چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۵

بیانیه

شاعر نیستیم، نقاش و عکاسی ناتمامیم. ما را بنگرید در قابهایی از حصار سرد تنهایی
شعر برای فروغ فرخ زاد  چون دریچه ای بود که وی را به جهان هستی مرتبط می ساخت. او میان شعر و زندگی، شعر را انتخاب کرد. شاید به اعتبار همین دیدگاهش بود که هرگز نخواست یا نتوانست مثل بقیه زنان زندگی کند.
خودش می گوید: شعر برای من، مثل پنجره ای است که هر وقت به طرفش می روم، خودبخود باز می شود. من آنجا نگاه می کنم، آواز می خوانم، داد می زنم، گریه می کنم، با عکس درخت ها قاطی می شوم و می دانم آن طرف پنجره  یک فضا هست و یک نفر می شنود... خوبیش این است که آدم وقتی شعر می گوید می تواند بگوید من هم هستم یا من هم بودم. در غیر اینصورت چطور می شود گفت من هم هستم یا من هم بودم؟


به کدامین سو توانم نگریست
وقتی تمام سهم من از بودن
در اتاقی به اندازه یک تنهایی
در سوگ سهم خود به اسارت نشسته است....
در کدامین صبح آرام و ساده
باز شویم، اندکی ازین دلشوره ها را
وقتی دراین راههای کهنه، گام های نو را ارمغانی نیست...
چگونه سرنوشت خویش را باور کنم
وقتی همه ی توان نهفته در درونم
یارای شکفتن نیست...
چگونه بیارایم زندگی را
وقتی دستهای صبورم
در دشت های جاهلیت، خشکیده اند
گلبوته های تنم
زیر بار قرن ها نادیده شدن، به گُل نمی شینند...
آن هنگام که به دره های عمیق احساسم سرک میکشم،
معنای اصیل زن بودن را
باز نمی یابم...
نومیدوار از درون قاب پنجره کوچه
فاتحان قله های زندگی را، به نظاره نشسته ام...
آیا شود روزی
راه رفتن هم، جزئی از زندگیم باشد؟

 

آثار نمایشگاه

در حال بارگذاری تصاویر

مجله

در حال بارگذاری تصاویر
مطلب مرتبط با نمایشگاه یافت نشد.

اطلاع

در حال بارگذاری تصاویر
مطلب مرتبط با نمایشگاه یافت نشد.
جهت استفاده از امکانات سایت ابتدا وارد شوید.
عضو گالری‌اینفو هستید؟ ورود به گالری اینفو
عضو گالری‌اینفو نیستید؟ ثبت نام در گالری اینفو
مشکلی به وجود آمده است اثر از آرشیو شما حذف شد اثر به آرشیو شما اضافه شد هنرمند از آرشیو شما حذف شد هنرمند به آرشیو شما اضافه شد گالری از آرشیو شما حذف شد گالری به آرشیو شما اضافه شد نمایشگاه از آرشیو شما حذف شد نمایشگاه به آرشیو شما اضافه شد