;
در مجموعهی «بهشت: لیلیت – حوا»، روژان باقری روایتی نو و پرسشگرانه از دو چهرهی اسطورهای زنانه ارائه میدهد؛ دو زنی که در متون سنتی اغلب طردشده، نادیدهگرفتهشده و یا مقصر پنداشته شدهاند .لیلیت – زن نخست آدم – بر پایهی روایات متون اساطیری و در متونی نظیر حکمت یشوع بن سیراخ؛ بهدلیل سر باز زدن از فرمانپذیری، به ترک بهشت تن میدهد. فرشتگانی که برای یافتن لیلیت رهسپار شدند، او را در میانهی دریای مقدس مییابند، اما او از بازگشت امتناع میکند و به همین دلیل دچار نفرین میشود و روزی صد فرزندش میمیرند. لیلیت که اغلب در روایتهای سنتی نادیده گرفته میشود یا چهرهای شیطانی به خود میگیرد، اینجا به نمادی از استقلال و انعطافپذیری زن تبدیل می شود. در این میان، «حوا» نه در مقام مقصر یا مخل نظم بهشتی، بلکه بهمثابه نماد آزادی، جسارت و آغاز آگاهی به تصویر کشیده میشود. آنچه در فرهنگهای یهودی، مسیحی و اسلامی اغلب بهعنوان لحظهی «سقوط» تفسیر شده، در این نقاشی ها به مثابه نقطهی عزیمت زن بهسوی تجربه، تصمیمگیری و خودآگاهی دیده میشود.
در کنار استفادهی مستقیم از فیگورهای انسانی لیلیت و حوا، عناصر دیگرِ نقاشیها نیز به مفاهیم متفاوتی اشاره دارند: درخت، در، و پنجره؛ استعارههایی از قاطعیت و تصمیم گیری، میل به کشف، و عبور از مرزهای ترسیمشده هستند. در این آثار، نقاش با بهرهگیری از رنگهای تخت و شفاف و با الهام از نگارگری ایرانی، و با تکرار نقوش هندسی و مناظر خیالی، فضایی همزمان آشنا و خیالگونه را ارائه میدهد.
در زمانه ای نو که حضور زنان در تمامی سطوح جامعه چشمگیرتر است این مجموعه با بازخوانی چهرهها و ویژگیهای زنان اسطورهای، کوشیده است تا جای تصاویر غالباً مردانهی نقاشیهای ایرانی در قرون اخیر را با نگاهی زنمحور جایگزین کند؛ نگاهی که بازتابی از روح زمانهی ماست. باشد که چنین روایتهایی تداوم یابد.