;
گالری شریف
پرده ی سیزدهم»
هیچ صحنه ای از آنجا آغاز نمیشود که پرده بالا می رود.
پیش از آنکه نوری تابانده شود نامی فراموش شده در تاریکی نفس میکشد.
چنان که گویی از دیرباز در انتظار بوده است.
در این نمایش هر آنچه به دیده در می آید
نشانی است از وصفی که خود را از دیده پنهان داشته است؛
نه به قصد پنهان کاری
بلکه از آن روی که حضور بر صحنه
تنها در لباس سکوت پذیرفته میشود.
دوازده قامت همچون آوای ناتمامی از دور دست
بر این صحنه حاضر شده اند
اما شمارشان را نباید شمارد
که عدد پرده ای است و بی معناست بر پیکر آنها
آن که سیزدهم است، در صف نمی ایستد
نه پیش می آید و نه پس می رود
چونان نقطه ای که دایره از او زاده میشود
اما خود هرگز در دایره نمی گنجد.
امیر مهدی زاهدی