;
شوق نگریستن به دریا را از کودکی در ذهن دارم.
هنوز کهنه نشده است. پدیده ای باشکوه و اغواگر که
هر لحظه تکرار می شود و هی چگاه تکراری نمی شود.
انسان ب یوقفه م ینگرد و م ینگرد و تصور لذت را در
سر م یپروراند، ولی در پایان اندوه و حسرتی عجیب
به جا م یماند. اندوهی که شاید نتیج هی ندیدن و
ندانستن آن چیزیست که در زیر پوست هی آبی رنگ
و عمیق دریا م یگذرد.
و شاید هر پوست هی پنهانکار فریبند های چنین شوق
و اندوهی را دل زنده م یکند. پوست هی افسونگری که
گاه دریاست و گاه تفکری جدید.
فرآیندی که بر بوم من شکل می گیرد و آنچه در
نهایت بر آن نقش م یبندد، نتیج هی عینیت یافتن
احساس در مواجهه با این پوسته است.
الهه منیرالدین