;
دماوند برای ایرانیان تنها یک پدیده-جغرافیایی نیست؛ حضوری ریشهدار در اساطیر، تاریخ، زبان، فرهنگ و حافظه ما دارد و نمادی از بسیاری چیزهاست. کافی است نام دماوند را در دیوان شاعران جستوجو کنیم.
آنچه در این مجموعه به بهانه بزرگداشت دماوند در تیر ماه ۱۴۰۵ و زیر سایه جنگ و سوگ گرد آمده، روایتهای گوناگون هنرمندانی است که هر یک از منظر تجربه، احساس و جهان درونی خود به دماوند نگریستهاند. در این آثار، دماوند گاه خاطره است، گاه تن، گاه نشانهای رازآلود و گاه آینهای برای نگریستن خود در تنهایی. آنچه این آثار را به یکدیگر پیوند میدهد، نه شباهت ظاهری و فرمی که تنوع رویکردها در مواجهه با موضوعی مشترک و حضور مداوم دماوند به مثابه یک دیرآشنا و نمادی زنده است که همچنان ما را به تماشا و درنگ میخواند.
این نمایشگاه با هدف بازنمایی دماوند به عنوان منظرهای زیبا شکل نگرفته است. آثار عکاسی گردآوری شده، بیش از آن که در پی ثبت چهره طبیعی کوه باشند، به شیوههای متفاوت دیدن، فاصله گرفتن، نزدیک شدن و مواجهه فردی با آن میپردازند؛ هر تصویر، موقعیتی مستقل برای بازاندیشی در نسبت هنرمند و دماوند را فراهم میکند. در نقاشی نیز که آزادتر است، هنرمندان از دماوند به عنوان یک نشانه یا یک امکان ذهنی استفاده کردهاند؛ جایی که خاطره، تخیل، تجربه شخصی و زبان بصری هر هنرمند در برخورد با این کوه به شکلی متفاوت ظهور پیدا میکند.
این نمایشگاه کوشیده برای بیان امکان مواجهه هنری با یکی از پایدارترین تصاویر فرهنگ ایرانی، نشان دهد که دماوند همچنان میتواند در هنر معاصر ایران موضوعی زنده، چندلایه و قابل تفسیر باقی بماند و بستری برای آفرینشهای تازه در نسبت ما با سرزمینمان فراهم کند.
قائم مقام فراهانی (صدر اعظم شهید) سروده است:
دنیا که در آن خوبی و خرسندی نیست
چیزی که در آن بینی و پسندی نیست
جایی که به مهر او دلی بندی نیست
ور هست، به جز خان دماوندی نیست
بهنام دارابی