;
گالری میرانا
هر وقت به سینما مى روم همهاش جادو است، بدون توجه به اینکه موضوع فیلم چیست.
استیون اسپیلبرگ
جهان بود که مى چرخید و روزگار سپرى مى شد. روز و شب دنبال هم مى دویدند و ما در این میان. چشم به دنیا گشودیم، صحنه هاى خاص و متفاوت را دیدیم، عکس گرفتیم، عکسها را سرهم کردیم و تصویر متحرک ساختیم. در گالریها، سالن هاى سینما، خیابان، هرجا که مى شد، مردم را فرا خواندیم تا در یک قاب، چه کوچک چه بزرگ، جهان را از منظر چشم هاى ما ببینند. قصه گفتیم، داستان ساختیم، به سیاه و سفید زندگى رنگ بخشیدیم و صحنه هاى رنگى را خاکسترى کردیم. اثر گرفتیم و تاثیر گذاشتیم.
هرچه هنر بود جمع کردیم، موسیقى نواختیم، روایت هاى مختلف را قلم زدیم، دنیایى را شکل دادیم و در پیچ و خم عالم شکل گرفتیم.
در این چرخ و فلک زمانه، دوربین در دست، عشق در دل و دنیایى در چشم هایمان تصویرگرى کردیم. هر چه که بود، هرچه که باید مى شد، هرچه که مى دیدیم.
آن چه ثبت کردیم در یک چارچوب، گوشه اى، روى یک دیوار جاى دادیم. آمدند، تماشا کردند، به فکر فرو رفتند، احساساتشان را تلنگر زدیم رفتند.
تلاش کردیم، به تصویر کشیدیم، پیش چشمتان گذاشتیم. دعوت کردیم، این چند روز هم، بى آیید،
نظاره گر باشید، با حالى متفاوت از آنچه داشتید، بدرقه ى تان مى کنیم.
چرخ هستى مى چرخد و مى چرخد، هنر ماند و مى ماند و خواهد ماند.
روز ملى سینما
نادر رهسیار