;
در این قلم مکان به منزله زیستگاه تعریف نشده است؛ اما در عین حال می تواند زیستی در آن جاری باشد مکان به منزله بخشی از فضا است که هویتی مستقل و قابل انعطاف دارد مشکل از جایی ادامه می یابد که تا زمانی که انسان از مکانی یاد نکند آن مکان به عنوان بخشی از فضایی قرار میگیرد که فاقد هویت مستقل و حافظه ادراکی و احساسی است.
این نوشتار انتقادی است احساسی بر تحمیل حضور کس یا کسانی برای مفهوم بخشیدن به چیزی حال ممکن است یک مکان باشد یا یک انسان و به ظاهر این تعرض که قدمتی نانوشته دارد تمام ناشدنی است.
نقاشیهای پرتنش و احساسی نسترن کمالی تلاشی است برای گرفتن حق از کس با کسانی که وجه عاطفی احساسی و روانشناختی مکان / انسان را به زیست جاری در آن متصل میکنند خواه حضور آن زیست به توافقی گره خورده باشد یا تصرفی بی پایان
سروش میلانی زاده
مرداد ۱۴۰۴