;
گالری سو (طبقه دو)
مجموعــه معاصــر ســو (Soo Contemporary) بــه مدیریــت شــیرین قراویســکى، مجموعه اى مســتقل در تهــران اســت کــه از ســال ١٣٩٧ بــا هــدف حمایــت از هنرمنــدان جــوان و ایجــاد فضایــى پویــا بــراى تجربه هــاى نــو در هنــر معاصــر فعالیــت مى کنــد. ســو در قالــب نمایشــگاه هاى انفــرادى وگروهــى، پروژه هــاى پژوهشــى و همکارى هـاى میـان رشـته اى، زمینــه اى بـراى گفت و گـو وتعامـل میان هنرمنـد، مخاـــب وجامعه فراهم مى سـازد.
تــژاو اســکندری، متولــد آذر ١٣۸١ در تبریــز. فعالیــت هنــری اش را در ســال ١٣٩٩ بــا تأسیــس گــروه Archive Noir-White space در تبریــز آغــاز کــرد و در نمایشــگاه های متعــددی در تبریــز، اصفهــان و تهــران حضــور داشــت. او دیپلــم خــود را از هنرســتان میــرک تبریـز و کارشـناسی نقـاشی را از دانشـگاه هنـر اصفهـان دریافـت کـرد.
آبی کبالت
آنچه در بالاست، در پایین نیز هست.
هر صعود، هبوتی در جایی دیگر می سازد؛ هر کمال، فسادی در نقطه ای دیگر پنهان می کند.
هســتی ایســتا نیســت. هیچ چیــز «هســت» نمی مانــد؛ همه چیــز در حــال شــدن اســت — دگرگــونی ای کـه نـه در سـطح، کـه در هسـته رخ می دهـد.
فلــز، پیــش از آن کــه ابــزار شــود، در دل زمین صــورتی دیگر داشــت: بی نام، بی جهــت، بی سرنوشــت. فلز به شــکلی تـازه بـدل شـد: ابـزاری بـرای عبـور از جاذبه، بـرای فتـح افـق، بـرای رسیدن بـه فراتـر از خویش.
فتح آسمان، اصابت بر زمین است.
شب روشن است، روز تاریک.
هرگامی به سوی روشنایی، در جایی دیگر — یا در همان جا — سایه ای هم قد ِ خود می سازد.
آبی کبالت رنگ نیست؛ پارادوکس است.
لکــه ای جــاری، کــه هرگــز ســاکن نمی مانــد. گاه رنــگ آسمانی ســت کــه ابــزار در پی فتحــش بــود؛ گاه کبـودی زیـر پوســت ِ کسی سـت کـه سـر راه همان ابزار ایستاد.
یــک منبــع، دو تقدیــر — چنان کــه هــر حرکــتی در جهــان مــادی، آفرینــش و ویــرانی را توأمــان در دل خـود حمـل می کنـد.
پرســش این جاســت: آیــا می تــوان کمــالی را تصــور کــرد کــه ریشــه در فســاد جــایی دیگــر نداشــته باشــد؟
چنان که در باال، چنان که در پایین.
تژاو